ترجمه "gyro" به فارسی
جایرو, ژیروسکوپ, مخفف : gyroscope -2 gyrocompass -1 بهترین ترجمه های "gyro" به فارسی هستند.
gyro
noun
دستور زبان
A gyroscope, gyrocompass or autogyro. [..]
-
جایرو
Greek dish
-
ژیروسکوپ
nountwo FireWire cameras, rate gyros, accelerometers,
دو دوربین فایروایر، ژیروسکوپ شتابی، شتاب سنج،
-
مخفف : gyroscope -2 gyrocompass -1
-
ترجمه های کمتر
- کباب ترکی (قطعه ی سیلندری شکلی از گوشت گوسفند یا گاو که وسط آن سیخ عمودی قرار داردو نزدیک شعله ی گازدور می گردد و قطعات نازک گوشت کباب شده را از آن می برند) (gyros هم می نویسند)
- گردش بین
- گردش نما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gyro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gyro" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به artificial horizon
-
چرخش سنج · چرخشی [gyroscope] · چرخنده · ژیروسکپ (قبل از حرف با صدا: -gyr)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن