ترجمه "habitable" به فارسی
آباد, باشندپذیر, مانستنی بهترین ترجمه های "habitable" به فارسی هستند.
habitable
adjective
دستور زبان
safe and comfortable, where humans, or other animals, can live; fit for habitation. [..]
-
آباد
adjective -
باشندپذیر
-
مانستنی
-
ترجمه های کمتر
- زیست پذیر
- قابل سکنی
- قابل سکونت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " habitable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "habitable" با ترجمه به فارسی
-
بهسازي عادت · رشدگرایش گیاه · شكل رشد · عادت رشد · عادت گياه
-
اقامت · باشایی · بودباش · حق سکنی · خانه · درزیستی · زیستگاه · سکونت · سکونتگاه · لانه · ماندگاه · مانستی · مسکن · مقر · کاشانه · کلونی · کوچگاه
-
آواگری · اخلاق · بازتابهاي شرطيشده · ترس · رفتار · رفتارشناسي · عادتها · فرضيه رفتار
-
رفتار نوشيدن · عادات نوشیدن
-
رفتار تغذيهای · عادات تغذیهای · عادات غذايي · همنوعخواری
-
قابلیت سکونت · مسکونیت
-
عادت چندساله · عادت چندساله (گیاهان) · محصولات زراعي چندساله · چندسالهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن