ترجمه "haggard" به فارسی
نحیف, نزار, سرکش بهترین ترجمه های "haggard" به فارسی هستند.
haggard
adjective
noun
دستور زبان
Looking exhausted and unwell, in poor condition [..]
-
نحیف
adjectiveThere were deep circles under her eyes, dark circles that jumped out because her face was all haggard.
دایرههای عمیقی زیر چش ماش وجود داشت، دایرههای تیرهای که به خاطر نحیف بودن صورتش بیرون زده بودن.
-
نزار
-
سرکش
adjective
-
ترجمه های کمتر
- استخوانی
- نارام
- (به واسطه ی بیماری یا بی خوابی یا غم و غیره) دارای قیافه ی خسته وداغان
- (دارای چشمانی که دو دومی زند و سبع می نمایند) چموش چشم
- باز شکاری (که تا هنگام بلوغ وحشی بوده و بعد از آن دستگیر و رام شده است)
- رام نشده
- زرد و رنجور
- نحیف و رنگ پریده
- گودافتاده و سبع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haggard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Haggard
noun
British writer noted for romantic adventure novels (1856-1925)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Haggard" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Haggard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "haggard" با ترجمه به فارسی
-
فرسودگی · لاغری · نزاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن