ترجمه "haggling" به فارسی
چانه, چون و چرا بهترین ترجمه های "haggling" به فارسی هستند.
haggling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of haggle. [..]
-
چانه
nounGoujart was heard haggling with the landlady over the price of the dueling ground.
صدای گوژار شنیده میشد که با زن صاحب میخانه دربارهٔ کرایهٔ زمین دوئل سخت گرم چانه زدن بود.
-
چون و چرا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haggling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "haggling" با ترجمه به فارسی
-
(به طور ناصاف و با زدن ضربه) بریدن (رجوع شود به hack) · (سر قیمت یا توافق) جر و بحث کردن · جر و بحث · لکالک · لکالک کردن · مبادله کردن · وراجی کردن · چانه · چانه زدن · چانه زنی · کلنجار · کلنجار رفتن · یکی به دو کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن