ترجمه "haggle" به فارسی

چانه زدن, چانه, کلنجار بهترین ترجمه های "haggle" به فارسی هستند.

haggle verb noun دستور زبان

(intransitive) To argue for a better deal, especially over prices with a seller. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چانه زدن

    verb

    to argue for a better deal

    Goujart was heard haggling with the landlady over the price of the dueling ground.

    صدای گوژار شنیده میشد که با زن صاحب میخانه دربارهٔ کرایهٔ زمین دوئل سخت گرم چانه زدن بود.

  • چانه

    noun

    Goujart was heard haggling with the landlady over the price of the dueling ground.

    صدای گوژار شنیده میشد که با زن صاحب میخانه دربارهٔ کرایهٔ زمین دوئل سخت گرم چانه زدن بود.

  • کلنجار

    Don't go haggling over differences in politics and religion.

    برای چیزهای پوچ سیاسی یا مذهبی با هم کلنجار نروید.

  • ترجمه های کمتر

    • لکالک
    • (به طور ناصاف و با زدن ضربه) بریدن (رجوع شود به hack)
    • (سر قیمت یا توافق) جر و بحث کردن
    • جر و بحث
    • لکالک کردن
    • مبادله کردن
    • وراجی کردن
    • چانه زنی
    • کلنجار رفتن
    • یکی به دو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " haggle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "haggle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "haggle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه