ترجمه "halloo" به فارسی

هی, آهای گفتن, بانگ بهترین ترجمه های "halloo" به فارسی هستند.

halloo interjection verb noun دستور زبان

Used to greet someone, or to catch their attention [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هی

    noun
  • آهای گفتن

  • بانگ

    verb

    Halloo! cried D'Artagnan; has something fresh happened?

    دارتینیان بانگ زد که: هان چه حادثه رخ نموده؟

  • ترجمه های کمتر

    • آهای
    • آهوی
    • یاالله
    • هالو
    • جار
    • ندا
    • (با داد زدن توجه کسی را جلب کردن) ندا دادن
    • (در تشویق و تشجیع تازی شکاری و غیره) کیش کردن
    • (در خوشامدگویی یا هنگام شگفتی) داد زدن
    • آخ و واخ کردن
    • بانگ زدن
    • داد زنی
    • های و هوی کردن
    • های وهوی
    • هی گفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " halloo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "halloo" با ترجمه به فارسی

  • (فریاد شکارچی وقتی که روباه را می بیند) روباه ! (view hallo یا view halloa هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "halloo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه