ترجمه "hallow" به فارسی
ستودن, ارج گذاری کردن, اشو خواندن بهترین ترجمه های "hallow" به فارسی هستند.
hallow
adjective
verb
noun
دستور زبان
To shout, especially to urge on dogs for hunting. [..]
-
ستودن
verb -
ارج گذاری کردن
-
اشو خواندن
-
ترجمه های کمتر
- تقدیس کردن
- رجوع شود به halloo
- سپنتا کردن
- مقدس (اعلام) کردن
- مقدس کردن
- ویژش کردن
- ویژه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hallow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hallow" با ترجمه به فارسی
-
هری پاتر و یادگاران مرگ
-
اشو · تعالی · ستوده · سپنتا · مقدس · پر ارج
-
یادگاران مرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن