ترجمه "hallucinous" به فارسی
هذیان اور, وهم انگیز بهترین ترجمه های "hallucinous" به فارسی هستند.
hallucinous
-
هذیان اور
-
وهم انگیز
She kept on thinking about him during the arduous muleback crossing of the hallucinating plateau
در حین حرکت در دشت وهم انگیز وسیع زیر پاهای قاطری که سوارش بود، نیز به اندیشیدن دربارهی مائوریسیو بابیلونا ادامه داد؛
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hallucinous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hallucinous" با ترجمه به فارسی
-
(در عالم خواب و خیال) دیدن · به عالم هپروت رفتن · تصور (نادرست) کردن · خیال کردن · دچار توهم کردن یا شدن · نهازیدن · وهم زده شدن یا کردن
-
(چیز خیالی که در هنگام بروز توهمات دیده یا شنیده می شود) کژ انگاره · اغفال · انگاراک · تجسم · تصور باطل · توهم · توهمات · خیال · فریب · نهازش · هپروت · وهم · کابوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن