ترجمه "hambone" به فارسی
(امریکا- خودمانی) هنرپیشه ی بد (نوازنده یا رقاص یا بازیگری که در اجرای نقش خودغلو می کند), (خودمانی) در اجرای نقش خود غلو کردن, استخوان ران خوک بهترین ترجمه های "hambone" به فارسی هستند.
hambone
verb
noun
دستور زبان
The bone at the center of a ham [..]
-
(امریکا- خودمانی) هنرپیشه ی بد (نوازنده یا رقاص یا بازیگری که در اجرای نقش خودغلو می کند)
-
(خودمانی) در اجرای نقش خود غلو کردن
-
استخوان ران خوک
-
ترجمه های کمتر
- استخوان ژامبون
- هنرمند روحوضی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hambone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن