ترجمه "hamburg" به فارسی
هامبورگ, همبرگر, شهر هامبورگ (در شمال آلمان) بهترین ترجمه های "hamburg" به فارسی هستند.
geographic terms (below country level) [..]
-
هامبورگ
geographic terms (below country level)
i found a connection between the hamburg flight
من يه رابطه اي بين پرواز هامبورگ و اتفاقي که براي مامور اسکات افتاد پيدا کردم
-
همبرگر
nounA hot sandwich typically consisting of a patty of cooked ground beef placed inside a bun along with various vegetables and condiments.
I didn't eat the hamburger.
من همبرگر را نخوردم.
-
شهر هامبورگ (در شمال آلمان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hamburg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
One of the component states of Germany according to the current administrative division of the nation. [..]
-
هامبورگ
But on consideration he had decided to go and see two men in Hamburg.
ولی او با ملاحظه تمام جوانب تصمیم گرفته بود تا برای دیدن دو نفر به هامبورگ برود.
تصاویر با "hamburg"
عباراتی شبیه به "hamburg" با ترجمه به فارسی
-
بیفتک گوشت گاو چرخ کرده H( -4 بزرگ) اهل هامبورگ · هامبورگی · همبرگر · همبرگر (نوعی ساندویچ گوشت گاو چرخ کرده) · گوشت گاو چرخ کرده
-
همبرگر
-
هامبورگ