ترجمه "hamburger" به فارسی

همبرگر, هامبورگی, بیفتک گوشت گاو چرخ کرده H( -4 بزرگ) اهل هامبورگ بهترین ترجمه های "hamburger" به فارسی هستند.

hamburger noun دستور زبان

A hot sandwich consisting of a patty of cooked ground beef, in a sliced bun, sometimes also containing salad vegetables, condiments, or both. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همبرگر

    noun

    sandwich [..]

    I didn't eat the hamburger.

    من همبرگر را نخوردم.

  • هامبورگی

  • بیفتک گوشت گاو چرخ کرده H( -4 بزرگ) اهل هامبورگ

  • ترجمه های کمتر

    • همبرگر (نوعی ساندویچ گوشت گاو چرخ کرده)
    • گوشت گاو چرخ کرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hamburger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hamburger noun دستور زبان

A person from Hamburg. [..]

+ اضافه کردن

"Hamburger" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hamburger در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "hamburger"

عباراتی شبیه به "hamburger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hamburger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه