ترجمه "harassment" به فارسی
اذیت, آزار, ستوه بهترین ترجمه های "harassment" به فارسی هستند.
harassment
noun
دستور زبان
Persistent attacks and criticism causing worry and distress. [..]
-
اذیت
nounYour days of harassing an innocent boy are over.
دیگه روزگار اذیت کردن یه پسر بیگناه تمومه!
-
آزار
verbwide range of behaviours of an offensive nature
Now we call it cyberbullying and online harassment.
اکنون ما آن را قلدری و مزاحمت های سایبری و آزار آنلاین می نامیم.
-
ستوه
nounpartly because he has painful thoughts, no doubt, to harass him, and make his spirits unequal.
ثانیاً، افکار آزاردهندهای دارد که، بدون شک، او را به ستوه آورده و رو حیاتش را مختل کرده.
-
ترجمه های کمتر
- تيذا
- ازار
- حمله مکرر
- ستوه اوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harassment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "harassment" با ترجمه به فارسی
-
(با پرسش های پی درپی یا قرض سنگین یا غم و غیره) آزار دادن · (با یورش یا حملات پی در پی) بیچاره کردن · (دشمن را) ایذا کردن · اذیت کردن · به ستوه آوردن · تحریک کردن · حملات ایذایی کردن · ستوهیدن · صدمه زدن به · عذاب دادن · لخت کردن · مزین کردن · مستاiصل کردن · معترض شدن · هشدر کردن · پاپی شدن · کاس کردن
-
آزار جنسی
-
آزار جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن