ترجمه "hardshell" به فارسی
سخت, سخت دررعایت ایین دینی, سخت پوست بهترین ترجمه های "hardshell" به فارسی هستند.
hardshell
adjective
دستور زبان
having a tough outer shell [..]
-
سخت
adjective -
سخت دررعایت ایین دینی
-
سخت پوست
-
کاسه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hardshell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن