ترجمه "harmoniously" به فارسی

بطورخوش اهنگیاموزون, چنانکه بگوش خوش صداباشد بهترین ترجمه های "harmoniously" به فارسی هستند.

harmoniously adverb دستور زبان

In a harmonious manner; coordinately. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطورخوش اهنگیاموزون

  • چنانکه بگوش خوش صداباشد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " harmoniously " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "harmoniously" با ترجمه به فارسی

  • هماهنگی واکهای
  • (اندیشه یا سلیقه یا احساس و غیره) متوافق · (موسیقی) هماهنگ · آهنگین · جور · خوش آهنگ · دارای هارمونی · سازگار · فراخور · متناسب · متناسب و متوازن · موزون · هارمونیک · هم آواز · هم اندیش · هم عقیده · هم نواخت · هماهنگ · همدل · همدل و همصدا · همساز
  • هماهنگی اقتصادی
  • توافق صدا · هم آهنگی · هم صدایی
  • (اندیشه · (مطابقه ی متون نویسندگان مختلف به ویژه مطابقه ی بخش های انجیل) برابر گذاری · (موسیقی) هماهنگ شناسی · (موسیقی) هماهنگی · آشتی · آواهای خوشایند · انویی · تلفین چند ملودی · تناسب و توازن · توافق · جوری · خوش آهنگی · دمسازی · سازش · سازمندی · سازواری · سازگاری · سلیقه و احساس و غیره) یکدلی · صداهای آهنگین · فراخوری · هارمونی · هارمونی شناسی · هم آهنگی · هم جوری · هم سازی · هم سنجی نوشتارها · هم گری · هماهنگی · همداستانی · همدلی · همدلی و همصدایی · همزبانی · همنواختی · وفاق · کشف اللغات · یگانش
اضافه کردن

ترجمه های "harmoniously" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه