ترجمه "harmonize" به فارسی
جورکردن, (موسیقی) با آوا افزایی ملودی را تبدیل به هارمونی کردن, (موسیقی) هماهنگ آواز خواندن بهترین ترجمه های "harmonize" به فارسی هستند.
harmonize
verb
دستور زبان
(intransitive) To be in harmonious agreement. [..]
-
جورکردن
verb -
(موسیقی) با آوا افزایی ملودی را تبدیل به هارمونی کردن
-
(موسیقی) هماهنگ آواز خواندن
-
ترجمه های کمتر
- آهنگین کردن
- جور کردن
- جور کردن یا شدن
- سازگار کردن یا شدن
- متوافق کردن یا شدن
- موزون کردن یا شدن
- هم آوایی کردن
- هم ساز کردن
- هم نواخت کردن
- هماهنگ خوانی کردن
- همخوانی کردن
- همدل و همصدا کردن یا شدن
- وفق دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harmonize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "harmonize" با ترجمه به فارسی
-
(ریاضی) میانگین هماهنگ · میانگین توافقی · میانگین همساز · واسطه ی توافقی
-
(ریاضی) تصاعد توافقی · تصاعد همساز · فرایاز هماهنگ
-
نوسانگر هماهنگ ساده
-
(موسیقی) آهنگ های همساز · سری هارمونیک · هماهنگان (harmonics هم می گویند)
-
تطبیق · توافق · جفت سازی · هم اهنگ سازی
-
نوسانگر هماهنگ
-
(ریاضی) آناکاوی هماهنگ · آنالیز هارمونیک · فراکافت هماهنگ
-
تابع هارمونیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن