ترجمه "hatchet" به فارسی
تیشه, تبر, تبرچه بهترین ترجمه های "hatchet" به فارسی هستند.
hatchet
verb
noun
دستور زبان
A small light axe with a short handle; a tomahawk. [..]
-
تیشه
nounsmall axe
-
تبر
nounAt the same time he dropped the hatchet and shifted the club to his right hand.
در همان لحظه تبر را بر زمین افکند و چماق را به دست گرفت.
-
تبرچه
He finds out men with hatchets attacked his sister?
می خوای بهش بگی آدمای تبرچه به دست به خواهرش حمله کردند ؟
-
ترجمه های کمتر
- ساتور
- تبرزین
- با تبرچه زدن یا قطع کردن
- تبر (که با یک دست گرفته می شود)
- تبرزین (tomahawk هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hatchet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hatchet"
عباراتی شبیه به "hatchet" با ترجمه به فارسی
-
انتقاد غرض آمیز · بدنامی و رسوایی · حمله ی ناجوانمردانه · ناسزاگویی
-
(عامیانه) · (کسی که برای انجام امور ناخوشایند یا خلاف وجدان مثلا اخراج کارمندان یا کاستن زیاد بودجه استخدام شده است) شمر اداره · آدمکش مزدور · تروریست مزدور · دژخیم کار · قاتل حرفه ای · نویسنده ی بی انصاف و هتاک · یخی
-
تبر چنگال دار · تبری که یک سرش قلابه یا چنگک دارد
-
تبر قارب/قایق، تبرچه، تبرزین، تیشه
-
چهره ی لاغر و کشیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن