ترجمه "hatchway" به فارسی
دهانه, (در کف بام و غیره) درب خوابیده, (دهانه ی عرشه ی کشتی که محمولات را از آن به شکم کشتی حمل می کنند) دریچه بهترین ترجمه های "hatchway" به فارسی هستند.
hatchway
noun
دستور زبان
A means of passing through a wall or floor, having a hatch (especially on a ship); a doorway with a hatch rather than a door [..]
-
دهانه
Oh, look, sir! Beware the hatchway!
قربان، مواظب دهانه انبار باشید.
-
(در کف بام و غیره) درب خوابیده
-
(دهانه ی عرشه ی کشتی که محمولات را از آن به شکم کشتی حمل می کنند) دریچه
-
ترجمه های کمتر
- درب خوابیده
- درب همکف
- دریچه ی خوابیده
- دهلیز (ورودی به بطن کشتی)
- گام تند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hatchway " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hatchway" با ترجمه به فارسی
-
دهلیز (معبر ورود به زیر عرشه کشتی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن