ترجمه "hatchling" به فارسی

جوجه, کریشک, (جانورانی که از تخم درمی آیند مانند جوجه و ماهی و قورباغه و غیره) نوزاد بهترین ترجمه های "hatchling" به فارسی هستند.

hatchling noun دستور زبان

A newly hatched bird, reptile or other animal that has emerged from an egg. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوجه

    noun

    And the hatchlings will spread right across the world.

    و جوجه هاشون در سرتاسر جهان پراکنده میشن

  • کریشک

  • (جانورانی که از تخم درمی آیند مانند جوجه و ماهی و قورباغه و غیره) نوزاد

  • ترجمه های کمتر

    • بچه قورباغه
    • بچه ماهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hatchling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hatchling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه