ترجمه "haunt" به فارسی

پاتوق, شبح, کنام بهترین ترجمه های "haunt" به فارسی هستند.

haunt verb noun دستور زبان

(transitive) To inhabit, or visit frequently (most often used in reference to ghosts). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاتوق

    noun

    place at which one is regularly found

    But the orc was in its own haunts, nimble and well fed.

    اما او رک توی خانه و پاتوق خودش بود، چابک و قبراق.

  • شبح

    noun

    What kind of haunted hootenanny is this, boys?

    اينا چه جور اشباحي هستن ، پسرا ؟

  • کنام

  • ترجمه های کمتر

    • دیدارگاه
    • درآمیختن
    • میعادگاه
    • مرمت
    • تعمیر
    • (با محلی یا چیزی) تداعی شدن
    • (محل) روح زده شدن یا بودن
    • (محلی) روح
    • (پی درپی) آشکار شدن
    • (پی درپی) به فکر خطور کردن
    • آبشخور حیوانات (محلی که جانوران برای خوردن یا استراحت در آن گرد می آیند)
    • جن زده شدن یا بودن
    • خواستار مصاحبت کسی بودن
    • دنبال کسی افتادن
    • شبح زده شدن یا بودن
    • مراجعه مکرر
    • مرتبا به جایی رفتن
    • وعده گاه
    • پاتوق کردن
    • پی درپی سرزدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " haunt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "haunt" با ترجمه به فارسی

  • (خانه و غیره) دارای ارواح · روح زده · شبح زده
  • (آنچه که مکررا به ذهن خطور کند) فراموش نشدنی · بازآیند · تسخیر کننده
اضافه کردن

ترجمه های "haunt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه