ترجمه "hazel" به فارسی

(رنگ چشم) قهوه ای مایل به زرد و دارای رنگدانه های سبز یا خاکستری, (رنگ) فندقی, (گیاه شناسی) درخت فندق (جنس Corylus از خانواده ی birch) بهترین ترجمه های "hazel" به فارسی هستند.

hazel noun adjective دستور زبان

A tree or shrub of the genus Corylus, bearing edible nuts called hazelnuts or filberts. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (رنگ چشم) قهوه ای مایل به زرد و دارای رنگدانه های سبز یا خاکستری

  • (رنگ) فندقی

  • (گیاه شناسی) درخت فندق (جنس Corylus از خانواده ی birch)

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به hazelnut
    • سبز وقهوه ای
    • قهوه ای مایل به سرخ
    • وابسته به درخت گردو یا چوب آن
    • چوب درخت فندق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hazel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hazel proper

A female given name from the plant or colour hazel. Popular in the U.S. at the turn of the 20th century. [..]

+ اضافه کردن

"Hazel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hazel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "hazel"

عباراتی شبیه به "hazel" با ترجمه به فارسی

  • میشی
  • جنس فندق · فندقها · فندقها (درخت) · کوریلوس
  • فندق
  • انجیلیان
  • عنبرهاي سايل · هاماملیس
  • (گیاه شناسی) عنبرسایل · عصاره ی برگ و پوست این گیاهان که درداروسازی کاربرد دارد · هماملیس (انواع گیاهان جنس Hamamelis از خانواده ی hazel به ویژه Hamanmelis virginiana) · وابسته به تیره ی Hamamelidaceae و راسته ی Hamamelidales که دولپه ای هستند
اضافه کردن

ترجمه های "hazel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه