ترجمه "haze" به فارسی
مه, نزم, غبار بهترین ترجمه های "haze" به فارسی هستند.
haze
verb
noun
دستور زبان
Very fine solid particles (smoke, dust) or liquid droplets (moisture) suspended in the air, slightly limiting visibility. [..]
-
مه
nounNebraska was out there in that haze somewhere.
نبراسکا در فضای مه آلود آبی درافق قرارداشت.
-
نزم
nounvery fine particles suspended in the air
-
غبار
nounatmospheric phenomenon
My rage was so all consuming that a red haze clouded my vision.
خشم مرا از پا درآورد و غبار سرخ رنگی جلوی چشمهایم سایه افکنده بود.
-
ترجمه های کمتر
- بخار
- گیجی
- نژم
- گنگی
- ابهام
- (امریکا- در باشگاه های دانشجویی) داوطلبان عضویت را به انجام کارهای سخت وبیهوده یا خطرناک و یا حقیر کننده وادار کردن
- (اندیشه و غیره) ابهام
- (غرب امریکا) گله بانی کردن (سوار بر اسب)
- (معمولا با: over) مبهم کردن یا شدن
- (کشتیرانی) برای تنبیه به بیگاری واداشتن
- (گرد و خاک یا دود یا هر چیزی که هوا را کمی تیره کرده و از میزان دید بکاهد) نزم
- تیرگی ذهن
- حواس پرتی
- مغموم بودن
- مه خفیف
- مه گرفته شدن یا کردن
- نر انگشت
- نر انگشت کردن یا شدن
- گرد و غبار
- گرفته بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haze " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن