ترجمه "hazing" به فارسی
تحمیل کارزیادیاسخت, حیله یاشوخی بد بهترین ترجمه های "hazing" به فارسی هستند.
hazing
noun
دستور زبان
(US) An initiation or behavior that involves humiliation, harassment or abuse, particularly in universities and in the military. [..]
-
تحمیل کارزیادیاسخت
-
حیله یاشوخی بد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hazing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hazing" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا- در باشگاه های دانشجویی) داوطلبان عضویت را به انجام کارهای سخت وبیهوده یا خطرناک و یا حقیر کننده وادار کردن · (اندیشه و غیره) ابهام · (غرب امریکا) گله بانی کردن (سوار بر اسب) · (معمولا با: over) مبهم کردن یا شدن · (کشتیرانی) برای تنبیه به بیگاری واداشتن · (گرد و خاک یا دود یا هر چیزی که هوا را کمی تیره کرده و از میزان دید بکاهد) نزم · ابهام · بخار · تیرگی ذهن · حواس پرتی · غبار · مغموم بودن · مه · مه خفیف · مه گرفته شدن یا کردن · نر انگشت · نر انگشت کردن یا شدن · نزم · نژم · گرد و غبار · گرفته بودن · گنگی · گیجی
-
ابری کردن · تار کردن · تخدیر شدن · مه گرفتن
-
(امریکا- در باشگاه های دانشجویی) داوطلبان عضویت را به انجام کارهای سخت وبیهوده یا خطرناک و یا حقیر کننده وادار کردن · (اندیشه و غیره) ابهام · (غرب امریکا) گله بانی کردن (سوار بر اسب) · (معمولا با: over) مبهم کردن یا شدن · (کشتیرانی) برای تنبیه به بیگاری واداشتن · (گرد و خاک یا دود یا هر چیزی که هوا را کمی تیره کرده و از میزان دید بکاهد) نزم · ابهام · بخار · تیرگی ذهن · حواس پرتی · غبار · مغموم بودن · مه · مه خفیف · مه گرفته شدن یا کردن · نر انگشت · نر انگشت کردن یا شدن · نزم · نژم · گرد و غبار · گرفته بودن · گنگی · گیجی
-
(امریکا- در باشگاه های دانشجویی) داوطلبان عضویت را به انجام کارهای سخت وبیهوده یا خطرناک و یا حقیر کننده وادار کردن · (اندیشه و غیره) ابهام · (غرب امریکا) گله بانی کردن (سوار بر اسب) · (معمولا با: over) مبهم کردن یا شدن · (کشتیرانی) برای تنبیه به بیگاری واداشتن · (گرد و خاک یا دود یا هر چیزی که هوا را کمی تیره کرده و از میزان دید بکاهد) نزم · ابهام · بخار · تیرگی ذهن · حواس پرتی · غبار · مغموم بودن · مه · مه خفیف · مه گرفته شدن یا کردن · نر انگشت · نر انگشت کردن یا شدن · نزم · نژم · گرد و غبار · گرفته بودن · گنگی · گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن