ترجمه "hazardously" به فارسی

تصادفا, بطورمخاطره امیز بهترین ترجمه های "hazardously" به فارسی هستند.

hazardously adverb دستور زبان

In a hazardous manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصادفا

  • بطورمخاطره امیز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hazardously " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hazardously" با ترجمه به فارسی

  • مخاطرات اقليمي · مخاطرات هوایی
  • (از ریشه ی عربی) · (به کار مخاطره داری) اقدام کردن · (تنیس دیواری) هر یک از سه دهانه ای که از آن گوی دریافت می کنند · (حدس و تخمین و غیره) زدن · (در زمین گلف) مانع (مانند تپه یا دریاچه و غیره) · (سابقا) نوعی بازی با طاس · (قدیمی) چیزیکه به مخاطره انداخته شده است · اتفاق · اقبال · بخت · به بخت و طالع واگذار کردن · به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · به مخاطره اندازی · خطر · خطر کردن · خوشبختی · روی داد اتفاقی · ریسک · ریسک کردن · سیج · سیج پذیری · شانس · طاس بازی · طالع · قمار · قمار کردن · مخاطره · پرداختن به · پیشامد · گشاد بازی کردن · گشادبازی
  • اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
  • اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
  • اتفاقی · اقبالی · الله بختی · بختی · تصادفی · خطرناک · سیج ناک · مخاطره آمیز · وابسته به بخت · پرخطر · پرمخاطره
  • نقطه کنترل بحرانی تجزیه و تحلیل خطر
  • مخاطرات اقليمي · مخاطرات هوایی
  • خطرات ناشی از شغل
اضافه کردن

ترجمه های "hazardously" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه