ترجمه "heavily" به فارسی

آهسته, بااجحاف, به زحمت بهترین ترجمه های "heavily" به فارسی هستند.

heavily adverb دستور زبان

with a great weight [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهسته

    adjective adverb

    Melanie patted her shoulder and Pittypat tiptoed heavily about the room pulling down the shades.

    ملانی شانههایش را میمالید و پیتیپات آهسته پیش رفت و پردهی پنجره را کشید.

  • بااجحاف

  • به زحمت

    adverb
  • ترجمه های کمتر

    • به سختی
    • با دشواری
    • به سنگینی
    • به شدت
    • دارای بار سنگین
    • سنگین بار (انه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heavily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "heavily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه