ترجمه "heaviness" به فارسی
سنگینی, پروزنی, گرانی، ثقل بهترین ترجمه های "heaviness" به فارسی هستند.
heaviness
noun
دستور زبان
The state of being heavy; weight, weightiness, force of impact or gravity. [..]
-
سنگینی
nounweightiness
In the morning, heavy snow fell, and then it melted.
صبح برف سنگینی آمد و سپس آب شد.
-
پروزنی
-
گرانی، ثقل
-
سنگین بودن
We feel the heaviness of sin when it is likened to a debt.
برای مثال، تشبیه گناه به قرض به ما کمک میکند که سنگین بودن بار گناه را حس کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heaviness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "heaviness" با ترجمه به فارسی
-
ناو سنگین
-
امواج
-
نفت سنگین
-
کشتی سنگین
-
محکم · ویژه ی کارهای سنگین یا هوای بد · پردوام
-
تولی نقلیه تجهیزات ثقیله، بخش تحرکات مرکزی
-
فلز سنگین · فلزات سنگین
-
رجوع شود به deuterium
اضافه کردن مثال
اضافه کردن