ترجمه "helpmate" به فارسی

همسر, یار, دمساز بهترین ترجمه های "helpmate" به فارسی هستند.

helpmate noun دستور زبان

A person who supplies help or companionship. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همسر

    noun

    followed his helpmate downstairs.

    با سرعت تمام به دنبال همسر گرامی خود روان شد.

  • یار

    noun

    make her feel that she had now the right to be his helpmate in all kind deeds.

    وادار دش احساس کند میتواند در هر کاری یار و یاور شوهرش باشد.

  • دمساز

  • همدم (به ویژه زن و گاهی شوهر)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " helpmate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "helpmate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه