ترجمه "hesitancy" به فارسی
تردید, درنگ, تذبذب بهترین ترجمه های "hesitancy" به فارسی هستند.
hesitancy
noun
دستور زبان
A pausing or halting before beginning a task, often as a result of some fear or uncertainty about the outcome. [..]
-
تردید
His hesitation made me doubt.
تردید او مرا به شک انداخت.
-
درنگ
nounThe secretary hesitated a moment and laughed in a conciliating fashion.
دبیر لحظهیی درنگ کرد و بعد با حالتی دوستانه خنده سر داد.
-
تذبذب
This inquiry being so intimately connected with the problem before her, she again hesitated before saying
چون این سؤال پیوند نزدیکی به قضیه داشت، ربرتا بار دیگر تذبذب کرد و گفت:
-
ترجمه های کمتر
- مولش
- اکراه
- بی میلی
- دودلی (hesitance هم می نویسند)
- عدم تمایل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hesitancy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hesitancy" با ترجمه به فارسی
-
(هنگام سخن گفتن) مکث کردن · اندیدن · این دست و آن دست کردن · بی میل بودن · تامل کردن · تردید کردن · درنگ کردن · دست روی دست گذاشتن · دو دل بودن · لكنت داشتن · لکنت داشتن · مردد بودن · مطمئن نبودن · من من کردن · مکث کردن
-
تردیدآمیز · دودل · دودلانه · مذبذب · مردد · مرددانه · مولنده · نامطمئن
-
تردیدامیز · تردیدکننده · مبنی بردرنگ یاتامل · گیرکننده
-
مردد
-
اکراه · بی میلی · تامل · تردید · توقف · حرکت نوسانی · درنگ · دو دلی · دودلی · عدم تمایل · مولش · مکث
-
تامل · تردید · درنگ · دودلی · زبان گیری
-
مردد شدن
-
مردد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن