ترجمه "hesitation" به فارسی
تردید, درنگ, مکث بهترین ترجمه های "hesitation" به فارسی هستند.
hesitation
noun
دستور زبان
An act of hesitating; suspension of opinion or action; doubt; vacillation. [..]
-
تردید
nounHis hesitation made me doubt.
تردید او مرا به شک انداخت.
-
درنگ
The secretary hesitated a moment and laughed in a conciliating fashion.
دبیر لحظهیی درنگ کرد و بعد با حالتی دوستانه خنده سر داد.
-
مکث
I hesitated on the back deck, looking at the frost tipped blades of grass.
در ایوان پشتی مکث کردم و به تیغ ههای چمن شبنم پوش نگاه کردم.
-
ترجمه های کمتر
- دودلی
- تامل
- اکراه
- توقف
- مولش
- بی میلی
- حرکت نوسانی
- دو دلی
- عدم تمایل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hesitation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hesitation" با ترجمه به فارسی
-
(هنگام سخن گفتن) مکث کردن · اندیدن · این دست و آن دست کردن · بی میل بودن · تامل کردن · تردید کردن · درنگ کردن · دست روی دست گذاشتن · دو دل بودن · لكنت داشتن · لکنت داشتن · مردد بودن · مطمئن نبودن · من من کردن · مکث کردن
-
تردیدآمیز · دودل · دودلانه · مذبذب · مردد · مرددانه · مولنده · نامطمئن
-
تردیدامیز · تردیدکننده · مبنی بردرنگ یاتامل · گیرکننده
-
مردد
-
اکراه · بی میلی · تذبذب · تردید · درنگ · دودلی (hesitance هم می نویسند) · عدم تمایل · مولش
-
تامل · تردید · درنگ · دودلی · زبان گیری
-
مردد شدن
-
مردد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن