ترجمه "hesitative" به فارسی
تردیدامیز, تردیدکننده, گیرکننده بهترین ترجمه های "hesitative" به فارسی هستند.
hesitative
adjective
دستور زبان
Distinguished by hesitation; hesitating. [..]
-
تردیدامیز
-
تردیدکننده
-
گیرکننده
-
مبنی بردرنگ یاتامل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hesitative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hesitative" با ترجمه به فارسی
-
(هنگام سخن گفتن) مکث کردن · اندیدن · این دست و آن دست کردن · بی میل بودن · تامل کردن · تردید کردن · درنگ کردن · دست روی دست گذاشتن · دو دل بودن · لكنت داشتن · لکنت داشتن · مردد بودن · مطمئن نبودن · من من کردن · مکث کردن
-
تردیدآمیز · دودل · دودلانه · مذبذب · مردد · مرددانه · مولنده · نامطمئن
-
مردد
-
اکراه · بی میلی · تامل · تردید · توقف · حرکت نوسانی · درنگ · دو دلی · دودلی · عدم تمایل · مولش · مکث
-
اکراه · بی میلی · تذبذب · تردید · درنگ · دودلی (hesitance هم می نویسند) · عدم تمایل · مولش
-
تامل · تردید · درنگ · دودلی · زبان گیری
-
مردد شدن
-
مردد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن