ترجمه "hilt" به فارسی

دسته, قبضه, دستینه بهترین ترجمه های "hilt" به فارسی هستند.

hilt verb noun دستور زبان

The handle of a sword, consisting of grip, guard, and pommel, designed to facilitate use of the blade and afford protection to the hand. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دسته

    noun

    The marking on the hilt...Do you see it?

    علامت روی دسته The marking on the hilt... میبینید ؟ Do you see it?

  • قبضه

    Auda drew his silver hilted dagger and chipped the top of the first egg.

    عودا خنجر خود را از میان قبضه نقرهفام خود بیرون کشید و نوک تخم شتر مرغ را شکست.

  • دستینه

  • ترجمه های کمتر

    • مشته
    • (به ویژه شمشیر و چاقو و غیره) دسته
    • دسته دار کردن
    • دسته شمشیر
    • قبضه دار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hilt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hilt" با ترجمه به فارسی

  • قبضه ی شمشیر (دارای رویه ی سبد مانندی است که دست را می پوشاند)
اضافه کردن

ترجمه های "hilt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه