ترجمه "hinge" به فارسی

لولا, مفصل, محور بهترین ترجمه های "hinge" به فارسی هستند.

hinge verb noun دستور زبان

(transitive) To attach by, or equip with a hinge. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لولا

    noun

    device for the pivoting of a door [..]

    The board, that made the ceiling, was to be lifted up and down by two hinges.

    تختهای که سقف آن صندوق را تشکیل میداد با دو لولا باز و بسته میشد.

  • مفصل

    noun
  • محور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بستگی دارد
    • پاشنه
    • پایه
    • (در و پنجره و غیره) لولا
    • (مثلا در بندپایان و سخت پوستان دوکفه ای) بند
    • (مجازی - هر چیزی که چیز دیگر روی آن بچرخد یا منوط به آن باشد)اصل
    • با لولا وصل کردن
    • لولا زدن به
    • لولادار کردن
    • نقطه ی عطف
    • چپ-راس (دروازه و کلکین)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hinge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hinge"

عباراتی شبیه به "hinge" با ترجمه به فارسی

  • لولا · لولای تسمه ای
  • لولای در · لولای فرنگی
  • (مفصل یا بند میان دو استخوان که فقط از یک سو خم می شود مانند بند زانو یا آرنج) بند یکسویه
  • بستگی داشتن · تعیین شده بودن توسط چیزی
اضافه کردن

ترجمه های "hinge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه