ترجمه "hinting" به فارسی
hinting
verb
noun
Present participle of hint. [..]
ترجمه خودکار " hinting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"hinting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای hinting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hinting" با ترجمه به فارسی
-
(با کنایه یا اشاره) رساندن · (مهجور) فرصت · اثر · اشاره · اشاره کردن · اندازه کم · اندرز · ایما · بروز دادن · تلمیح · ذره · راهنمایی · رنگ کم · رهنمود · مقدار کم · میزان بسیار ناچیز · نشان · نشانه · نقطه · نمار · نماریدن · پند · پیشنما
-
اشاری · کنائی، تلمیحی
-
اشاری · کنائی، تلمیحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن