ترجمه "hisses" به فارسی
عصبانیت ترجمه "hisses" به فارسی است.
hisses
verb
noun
Plural form of hiss. [..]
-
عصبانیت
Edward hissed while I stared in horror this was headed in a dangerous direction.
همین که خواستم با عصبانیت بهش خیره به شم ادوارد من رو ساکت کرد، این حرفش خیلی خطرناک بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hisses " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hisses" با ترجمه به فارسی
-
(به نشان خشم یا ناخشنودی) هیس کشیدن · (صدای مار خشمناک یا کتری آب جوشان) هیس · (صدای کباب شدن گوشت یا فلز گداخته که در آب فرو شود) جلز ولز · اظهار تنفر · با خشم و دندانهای بهم فشرده گفتن · تمشک · جلز ولز کردن · جِزان، جِز جِز کُنان، جِلِز و وِلِز کُنان · خرخر · خرناس · سوت · فس کردن · فش · فش فش · فش فش کردن · مرغ · هو کردن · هیس کردن
-
فش فش
-
فش فش
-
فش فش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن