ترجمه "hissing" به فارسی

فش فش ترجمه "hissing" به فارسی است.

hissing noun verb دستور زبان

Present participle of hiss. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فش فش

    noun

    Crookshanks stood up on Black's leg and made a soft hissing noise.

    کج پا از کنار به لک بلند شد و فش فش کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hissing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hissing" با ترجمه به فارسی

  • (به نشان خشم یا ناخشنودی) هیس کشیدن · (صدای مار خشمناک یا کتری آب جوشان) هیس · (صدای کباب شدن گوشت یا فلز گداخته که در آب فرو شود) جلز ولز · اظهار تنفر · با خشم و دندانهای بهم فشرده گفتن · تمشک · جلز ولز کردن · جِزان، جِز جِز کُنان، جِلِز و وِلِز کُنان · خرخر · خرناس · سوت · فس کردن · فش · فش فش · فش فش کردن · مرغ · هو کردن · هیس کردن
  • عصبانیت
اضافه کردن

ترجمه های "hissing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه