ترجمه "holdback" به فارسی
مانع, بازدار, جلوگیر بهترین ترجمه های "holdback" به فارسی هستند.
holdback
noun
دستور زبان
restraint (act or result of holding back, device that restrains) [..]
-
مانع
noun -
بازدار
-
جلوگیر
-
ترجمه های کمتر
- مهار
- گیر
- بند
- (تسمه ای که یراق اسب را به تیر درشکه یا گاری و غیره وصل می کند) بند فرمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " holdback " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن