ترجمه "holder" به فارسی

دارنده, صاحب, حامل بهترین ترجمه های "holder" به فارسی هستند.

holder noun دستور زبان

A thing that holds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارنده

    noun

    It compels the holder to speak the truth.

    نگه دارنده ش رو وادار به گفتن حقيقت ميکنه.

  • صاحب

    noun

    but that under no condition was the name of the Swiss account holder to become known to the Belgian bank.

    ولی هرگز نباید تحت هیچ شرایطی نام صاحب حساب بانکسویسی برای بانک بلژیکی فاش گردد.

  • حامل

    noun

    to which the holder of the warrant replied that

    لیکن مردی که حامل فرمان بود به او جواب داد

  • ترجمه های کمتر

    • گیره
    • متصدی انبار، انباردار کشتی
    • مستاجر
    • نگهدار
    • (درترکیب) - دار
    • (چک و غیره) دریافت کننده
    • ابزار یا وسیله ی نگهداشتن
    • مالک سند (و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " holder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Holder proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Holder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Holder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "holder"

عباراتی شبیه به "holder" با ترجمه به فارسی

  • ذینفعان
  • شمعدان
  • ابو دراد دازا لغش ای دنکیم راک امرفراک یارب هک یصخش دروآ یم تسدب یتیروبکس لایسوس یاهتبدرک ندرک راکworker ای number holder دوشیم هدناوخ یهاگ
  • برات دار
  • قرضه دار، دارنده اوراق قرضه
  • کنتور گاز
  • دارنده اوراق قرضه
  • دارنده سهام قرضه دولتی
اضافه کردن

ترجمه های "holder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه