ترجمه "honeycomb" به فارسی
شان, موم عسل, شان عسل بهترین ترجمه های "honeycomb" به فارسی هستند.
honeycomb
verb
noun
دستور زبان
A structure of hexagonal cells made by bees primarily of wax, to hold their larvae and for storing the honey to feed the larvae and to feed themselves during winter. [..]
-
شان
structure of cells made by bees
“Pleasant sayings are a honeycomb, sweet to the soul and a healing to the bones.”
«سخنان پسندیده مثل شان عسل است، برای جانْ شیرین است و برای استخوانها شفادهنده.»
-
موم عسل
nounstructure of cells made by bees
-
شان عسل
structure of cells made by bees
“Pleasant sayings are a honeycomb, sweet to the soul and a healing to the bones.”
«سخنان پسندیده مثل شان عسل است، برای جانْ شیرین است و برای استخوانها شفادهنده.»
-
ترجمه های کمتر
- کندو
- اشباع شدن یا کردن
- ساخت لانه زنبوری
- سوراخ سوراخ کردن یا شدن
- شانه ی انگبین
- شانه ی عسل
- طرح لانه زنبوری
- لانه زنبوری (مانند) کردن یاشدن
- منج شانه ای (honeycombed هم می گویند)
- نقب زدن و از هر سو فرا گرفتن
- نقش خانه خانه
- هر چیز مانند شانه ی عسل (مرکب از خانه های شش وجهی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " honeycomb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "honeycomb"
عباراتی شبیه به "honeycomb" با ترجمه به فارسی
-
شانهاي عسل آغازگر · شانهای عسل · شانههاي عسل · لانههاي زنبور · ورقهاي موم
-
شيرههاي شان عسل · فراوردههای کندو
-
خانه خانه · سوراخ سوراخ
-
گاوماهی کندویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن