ترجمه "honeydew" به فارسی
عسلک, (شهد شبنم مانندی که از برخی گیاهان تراوش می کند) شهد گیاه, ماده ی شیرینی که از بدن برخی حشرات گیاهخوار وبرخی قارچ ها می تراود و مور و زنبور آنرا می خورند بهترین ترجمه های "honeydew" به فارسی هستند.
honeydew
adjective
noun
دستور زبان
A sweet sticky substance deposited on leaves by insects. [..]
-
عسلک
liquid
-
(شهد شبنم مانندی که از برخی گیاهان تراوش می کند) شهد گیاه
-
ماده ی شیرینی که از بدن برخی حشرات گیاهخوار وبرخی قارچ ها می تراود و مور و زنبور آنرا می خورند
-
ترجمه های کمتر
- مخفف : honeydew melon
- گیاه شم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " honeydew " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "honeydew"
عباراتی شبیه به "honeydew" با ترجمه به فارسی
-
خربزه ی قندک (پوست صاف و سفید متمایل به سبز دارد و گوشت آن نیز متمایل به سبز است)
-
خربزه ی قندک (پوست صاف و سفید متمایل به سبز دارد و گوشت آن نیز متمایل به سبز است)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن