ترجمه "hotel" به فارسی
هتل, مهمانخانه, مسافرخانه بهترین ترجمه های "hotel" به فارسی هستند.
hotel
noun
دستور زبان
An establishment that provides accommodation and other services for paying guests; normally larger than a guest house, and often one of a chain. [..]
-
هتل
nounestablishment providing accommodation [..]
What was the hotel called? I can't remember.
نام آن هتل چه بود؟ یادم نمی آید.
-
مهمانخانه
nounAlready sundry rumours were flying about the hotel.
با وجود این، ماجرا در تمام راهروهای مهمانخانه پیچیده بود.
-
مسافرخانه
This done, he left the hotel and began to wander about the town.
پس از این کار، از مسافرخانه بیرون رفت و در شهر راه افتاد.
-
ترجمه های کمتر
- مهمانسرا
- (در فرانسه) کاخ
- خانه ی مجلل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hotel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hotel"
عباراتی شبیه به "hotel" با ترجمه به فارسی
-
(فرانسه) کاخ شهرداری · ساختمان شهرداری (در انگلیسی : town hall)
-
دمبال یه هنل میگردم
-
هتل کپسول
-
هتل گردهمایی
-
هتل بوتیک
-
مدیر هتل
-
متل
-
هتل دیزنیلند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن