ترجمه "hotblooded" به فارسی
جوشی, زودانگیز, زودخشم بهترین ترجمه های "hotblooded" به فارسی هستند.
hotblooded
adjective
دستور زبان
spirited, rash, reckless [..]
-
جوشی
-
زودانگیز
-
زودخشم
-
ترجمه های کمتر
- غیرتی
- پرحرارت
- اصیل
- (اسب) پاک تبار
- پرجوش و خروش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hotblooded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن