ترجمه "hotdog" به فارسی

سوسیس, تفته, داشهوند بهترین ترجمه های "hotdog" به فارسی هستند.

hotdog verb noun دستور زبان

Alternative spelling of hot dog.. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوسیس

    noun

    Pastrami hotdog I'm going to regret in about three hours.

    ساندویچ سوسیس گوشت گاو ، تا تقریبا سه ساعت پشیمون بودم

  • تفته

    noun
  • داشهوند

  • ترجمه های کمتر

    • ساندویچ سوسیس
    • نام نرم افزاری برای ساختن صفحات وب
    • نوعی سوسیس کباب شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hotdog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hotdog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه