ترجمه "hotbed" به فارسی
سرچشمه, رستنگاه, گلخانه بهترین ترجمه های "hotbed" به فارسی هستند.
hotbed
noun
دستور زبان
a low bed of earth covered with glass, and heated with rotting manure; used for the germination of seeds and the growth of tender plants. A hotbed works as a miniature hothouse, i.e. greenhouse. [..]
-
سرچشمه
nounyou returned from the hotbed of disease you should be detoxified
تو از سرچشمه بیماری برگشتی و باید ضد عفونی بشوی
-
رستنگاه
-
گلخانه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (کشاورزی) گرمخانه
- جای نشو و نمو
- پرورشگاه گیاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hotbed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن