ترجمه "householder" به فارسی
صاحبخانه, سرخانوار, سرپرست خانواده بهترین ترجمه های "householder" به فارسی هستند.
householder
noun
دستور زبان
The owner of a house. [..]
-
صاحبخانه
nounSome publishers endeavor to share at least one scripture with each householder if possible.
برخی از مبشّران سعی میکنند حداقل یک آیه برای هر صاحبخانه بخوانند.
-
سرخانوار
-
سرپرست خانواده
When you are married, you will make me the head of the royal household.
وقتي ازدواج کردي... من رو سرپرست خانواده ي سلطنتي ميکني
-
مالک خانه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " householder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "householder" با ترجمه به فارسی
-
(واژه یا نام یا چیزی که در افواه شایع است) رواواژه · حرف سر زبان ها
-
آشنا · اهل بیت · اهل خانه · بروال · خاندان · خانواده · خانوار · خانگی · روزمره · عادی · مستخدمین خانه · معمولی · همیشگی · وابسته به منزل و اداره ی آن · یگناخ
-
صنعت وسايل خانگي
-
سرپرست خانوار
-
پسماندههای خانگی
-
جانوران دستآموز · جانوران دستآموز خانگی · دستآموزها
-
یگناخ یاهجرخ
-
)هداوناخ( ريمعت ،یرادهگن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن