ترجمه "housekeeper" به فارسی

سرایدار, کدبانو, مستخدمه بهترین ترجمه های "housekeeper" به فارسی هستند.

housekeeper noun دستور زبان

One who looks after the home by herself; either as a wife or a hired servant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرایدار

    noun

    I am sure your housekeeper is not really Dorothy.

    مطمئنم که سرایدار شما واقعاً دار وتی نیست. ...

  • کدبانو

    We want my friend's housekeeper and niece here now.

    بر استی که الان جای کدبانو و خواهرزادهی دوست ما خالی است!

  • مستخدمه

  • ترجمه های کمتر

    • (زن) خدمتکار
    • خانه دار (به ویژه مزدبگیر)
    • کلفت خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " housekeeper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "housekeeper" با ترجمه به فارسی

  • خانه داری کردن
  • (اداره و موسسه و غیره) رسیدگی به امور داخلی · اداره منزل · اداره ی خانه · انجام کار منزل · خدمتکاری · درون رسی · سررشته داری · کاخداری · کلفتی
اضافه کردن

ترجمه های "housekeeper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه