ترجمه "hummock" به فارسی

پشته, هرندک, پرندک بهترین ترجمه های "hummock" به فارسی هستند.

hummock noun دستور زبان

A small hill; a hillock; a knoll. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشته

  • هرندک

  • پرندک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کتل
    • تل
    • بلندی
    • (در پهنه های یخی قطب ها و کوهستان) برجستگی
    • (زمین پر درخت که اززمین های باتلاقی اطرافش بلندتر است) بلند بیشه
    • تپه کوچک
    • تپه ی کوچک
    • دشت جنگلی
    • نوک تپه
    • یخ پشته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hummock " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hummock"

اضافه کردن

ترجمه های "hummock" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه