ترجمه "hummus" به فارسی

حمص, (از ریشه ی ترکی) حموس (خوراک خمیر مانندی از نخود پخته و کوبیده و سیر و غیره) (humus هم می نویسند), خاک درخت بهترین ترجمه های "hummus" به فارسی هستند.

hummus noun دستور زبان

A Levantine Arab dip made of chickpea paste with various additions, such as olive oil, fresh garlic, lemon juice, and tahini, often eaten with pitta bread, or as a meze. It is mostly eaten in the Levant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حمص

    Levantine chickpea puree [..]

    Well, this hummus is great.

    خب این حمص چه خوشمزه ست

  • (از ریشه ی ترکی) حموس (خوراک خمیر مانندی از نخود پخته و کوبیده و سیر و غیره) (humus هم می نویسند)

  • خاک درخت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hummus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hummus"

اضافه کردن

ترجمه های "hummus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه