ترجمه "hurtle" به فارسی

پرت کردن, تصادم, پرتیدن بهترین ترجمه های "hurtle" به فارسی هستند.

hurtle verb noun دستور زبان

A fast movement in literal or figurative sense. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرت کردن

    verb
  • تصادم

  • پرتیدن

  • ترجمه های کمتر

    • کوستن
    • خوردن
    • (با سرعت و شدت انداختن) پرتاب کردن
    • (با سرعت و نیروی زیاد حرکت کردن) شتابیدن
    • (در اصل) به شدت بهم خوردن
    • (شعر قدیم) تیزروی
    • بهم کوفتن
    • تصادم کردن
    • تیزروی کردن
    • جهش کردن
    • پرتاب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hurtle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hurtle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه