ترجمه "husbandry" به فارسی
کشاورزی, پرورش, کشتکاری بهترین ترجمه های "husbandry" به فارسی هستند.
husbandry
noun
دستور زبان
The raising of livestock and the cultivation of crops; agriculture [..]
-
کشاورزی
nounPointing to the fields, he spoke of the improvements he was making in his husbandry.
مزارع را به پییر نشان میداد و درباره اصلاح و تکمیل امور کشاورزی خود سخن میگفت.
-
پرورش
-
کشتکاری
-
ترجمه های کمتر
- اندوزش
- اندوزگری
- برزگری
- فلاحت
- - پروری
- صرفه جویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " husbandry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "husbandry"
عباراتی شبیه به "husbandry" با ترجمه به فارسی
-
دامپروري بدون ميكروب · دامپروری کنترلشده
-
دامپروري صحرايي
-
دامپروری در مقیاس بزرگ
-
دامپروري كوچي · رمهگردانی
-
كشت و زرع · كشت و زرع گياه · کشتکاری
-
دامداری · دامپروری · پرورش چهارپایان
-
تجهيزات محصوركردن دام · تجهيزات مراقبت دام · تجهیزات دامپروری
-
دامپروري آلي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن