ترجمه "hush" به فارسی
سکوت, ساکت, خاموش بهترین ترجمه های "hush" به فارسی هستند.
hush
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) to become quiet [..]
-
سکوت
nounIn the afternoon hush the volume of sound was startling.
در سکوت بعدازظهر، چنین نالشی عقل و هوش میبرد.
-
ساکت
nounI thought of our house shut up and hushed.
فکر میکردم که حالا خانة ما ساکت است؛ در و پنجرههای آن بسته است.
-
خاموش
adjectivea place of perpetual gloom, of earthy smells, of hushed silence.
مکانی پر از تاریکی ابدی، رایحههای زمینی و سکوت خاموش.
-
ترجمه های کمتر
- آرام
- خاموشی
- خموش
- خموشی
- (قدیمی) ساکت
- (ندا به منظور دعوت کردن به سکوت) هیس !
- آرام کردن
- بی صدا
- بی صدا کردن یا شدن
- بی صدایی
- حرف نزدن
- خاموش شدن
- خموش کردن یا شدن
- ساکت کردن
- ساکت کردن یا شدن
- هیس کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hush " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hush
Hush (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hush" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hush در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hush" با ترجمه به فارسی
-
(در جنوب ایالات متحده - خوراکپزی) کوفته ی آرد ذرت
-
(عامیانه) خیلی محرمانه · بسیار پنهانی · در خفای کامل
-
(نام بازرگانی) هاش پاپی · کفش جیر
-
فش فش
-
خاموش شدن · ماست مالی کردن
-
حق السکوت · خموشانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن