ترجمه "illative" به فارسی
استنتاج, استنتاجی, منتجه بهترین ترجمه های "illative" به فارسی هستند.
illative
adjective
noun
دستور زبان
of, or relating to an illation [..]
-
استنتاج
-
استنتاجی
-
منتجه
-
ترجمه های کمتر
- پیامدی
- (زبان شناسی) واژه ی پیامدی (مانند: therefore)
- مفعولی درونی
- نتیجه گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illative" با ترجمه به فارسی
-
ازار
-
راب تبيصم ضرم
-
با بی معرفتی · بد بار آمده · بی ادبانه · بی فرهنگ · بی معرفت · گستاخانه
-
بی محبت · سرکش · متمرد · ناراضی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن